مثل يك ...

 
اتمام حجت
نویسنده : هادی حداد - ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٤
 

چندین ساله که یک رویه بدی رو پیش گرفتم،

زیاد صحبت نمی کنم،اظهار نظر نمیکنم،اگه کسی بدی میکنه جوابشو نمیدم،اگه کسی می خواد دست بندازه به روی خودم نیارم،در مورد کارهام هیچی نمیگم،و.......

این باعث شده اونایی که فکر می کنن دوستم هستن من رو آدم ساده ای تصور کنن،فکر کنن که من کلا هیچی سرم نیست، به خودشون اجازه بدن هر چیزی که می خوان در مورد من بگن.

ولی موضوع اینه که دیگه خسته شدم از این دوست نماهای عوضی ،

آهای کسی که فکر می کنی من ساده ام و یه دفتر چند برگ بیشتر نیستم که با یه ورق زدن سر تا ته م و خوندی،کور خوندی،

نآهآی کسی که فکر می کنی چون من به حساب دوستی چندتا کار کوچیک برات انجام دادم حالا نوکرتم،باباتو هم به نوکری خودم قبول ندارم.

آهای کسی که فکر می کنی من هیچی ازت نمی دونم و هر غلطی دلت می خواد می کنی، غلط زیادی داری می کنی.

آهای کسی فکر می کنی من از پشت کوه اومدم،توی دهکوره اتون صدات می کنن.

حالمو به هم میزنین همه تون.

گور باباتون.


 
comment نظرات ()